عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
87
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
چوب و هيزم خشكيده نيست ، و آن مانند گفتار شاعر ديگر است : [ از بحر رجز ] 82 يأتيك قابس اهلها لم يقبس و « كنوف » شتر مادهاى است كه در كنار شتران مىخوابد ، آن شاعر مىگويد : « آن شتر ، شير فراوان دارد به گونهاى كه در آن هنگام كه در خوابگاه است ، شير از سر پستانهايش سرازير مىشود ، و آن خبر را دليل بر خوبى چراگاهش گرفته است ، و اهل فنّ بديع آن صنعت را « تتبيع « 16 » » نامند ، و آن ، عبارت از اين است كه شاعر در مقام بيان معنايى باشد ، و لفظ خود آن معنى را نمىآورد ، بلكه لفظ تابع آن را مىآورد ، و تابع وقتى بر معناى خود دلالت كرد ، پرده از معناى متبوع بر مىدارد . و از آن قبيل است گفتار امرؤ القيس : [ از بحر طويل ] 83 و تضحى فتيت المسك فوق فراشها * نؤوم الضّحى لم تنتطق عن تفضّل « 17 » شاعر خواسته است بيان كند كه آن زن در ناز و نعمت است و او را كسى هست كه عهدهدار كارهايش باشد ؛ وى در مقام بيان آن معنى ، لفظ تابع آن را آورده ، و لفظ ويژهاش را نياورده است ، چنان كه اين شاعر ( در اين مقام ) ناقه را به پرشيرى وصف كرده ، و با آن وصف ، سرسبزى و خير و بركت و مرغوبيّت چراگاه را وصف كرده است ، طائى « 18 » ، در حالى كه از ابر و اثر ستوده آن در زمين ياد كرده ، گفته است : [ از بحر طويل ]
--> ( 16 ) - اين باب را قدامه از شعبههاى ائتلاف لفظ با معنى قرار داده ، و آن را ارداف ناميده است . ( نقد الشّعر ، ص 178 ، و العمدة ، ج 1 ، ص 313 ، و كتاب ، الصناعتين ، ص 35 ، و تحرير التحبير ، ص 207 ، و خزانة ابن حجة الحموى ، ص 376 ملاحظه شود . ( 17 ) - آن بيت از بيتهاى قصيده معلّقه اوست . ( ديوان او ، ص 17 ، و شرح المعلّقات السّبع ، ص 25 ) ( 18 ) - او حبيب بن اوس شاعر اديب است ، در جاسم از آباديهاى حوران در سوريه به دنيا آمد ، و سال 231 ه در موصل وفات يافت ( نزهة الالباء ، ص 107 ) .